المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

93

مروج الذهب ( فارسى )

گروهى بر آنند كه رودها در زمين بمنزلهء رگهاى بدنست . و گروه ديگر گفته‌اند آب ميبايست بر سطح زمين باشد و چون زمين يك - نواخت نبوده و بالا و پست داشته ، آب باعماق زمين رفته و چون آب در عمق و قعر زمين محصور شده به علت غلظت زمين كه در زير به آب فشار مىآورده به جستجوى منفذى بوده و چشمه‌ها و رودها از آنجا آمده است و گاه باشد كه آب در دل زمين از هواى موجود آنجا توليد شود زيرا آب عنصر مستقل نيست بلكه از عفونتها و بخارهاى زمين توليد مىشود و در اين باب سخنان بسيار گفته‌اند كه برعايت اختصار از آن در ميگذريم و تفصيل آن را در كتابهاى ديگر آورده‌ايم . دربارهء منشأ و طول مجراى رودهاى بزرگ چون نيل و فرات و دجله و رود بلخ كه جيحونست و مهران سند و جنجس كه رودى بزرگ به هند است و رود سابط كه رودى عظيم است و رود طنابس كه به بحر نيطس ميريزد و ديگر رودهاى بزرگ و طول و مجراى آن كسان را سخنهاست . در جغرافياى نيل تصويرى ديدم كه ظهور آن را از زير كوه قمر نشان ميدهد كه منبع و آغاز پيدايش آن از دوازده چشمه است كه به دو درياچهء مرداب مانند ميريزد ، آنگاه آبى كه فراهم شده جريان مييابد و از ريگزارها و كوهستانها ميگذرد و ديار سودان را در مجاورت بلاد زنگ مىپيمايد و خليجى از آن جدا مىشود و بدرياى زنگ ميريزد كه درياى جزيرهء قنبلو است و آن جزيره‌اى آباد است و گروهى از مسلمانان در آنجا سكونت دارند كه زبانشان زنگى است . اين مسلمانان بر جزيره چيره شده و زنگيان بومى را باسارت گرفته‌اند ، همانند غلبهء مسلمانان بر جزيرهء اقريطش درياى روم كه در آغاز دولت عباسى و انقضاى دولت اموى رخ داد ، بگفتهء بحر شناسان از درياى زنگ تا درياى عمان قريب پانصد فرسنگ راه است و اين را به تخمين نه مساحى دقيق گفته‌اند . گروهى از ناخدايان سيرافى و عمانى و كشتيبانان اين دريا گفته‌اند بهنگامى كه نيل مصر طغيان كند و كمى